فـــــــانتزیــ خانمـــــ
عشقــولیای آقای مهندس و خانم دکتر
ღ خانــوُوُم مهـــندس ، آقـــاے دکـــتر ღ
دُخـــمل صــولتے ، پسمل آبـــے
یک شب خوب تو آسمون
یه ستاره چشمک زنون
خندیدو گفت کنارتم
تا آخرش
تا پای جون
ستاره ی قشنگی بود
آروم و ناز و مهربون
ستاره شد عشق من و
منم شدم عاشق اون
ماه اومد و ستاره رو
دزدید و برد نا مهربون
ستاره رفت با رفتنش
منم شدم بی همزبون
حالا شبا به یاد اون
چشم می دوزم به آسمون
دلم می خواد داد بزنم
این بود قول و قرارمون؟
✘мɛиʋ✘
✘ᗩяcнιʌɛƨ✘
✘ƒяιɛиƉƨ✘
✘Ɖɛƨιɢиɛr✘